تبلیغات | بازاریابی | مدیریت برند

همراه ما باشید با مطالب علمی ، تحلیلی و کاربردی در زمینه تبلیغات ، بازاریابی و مدیریت برند

تبلیغات | بازاریابی | مدیریت برند

همراه ما باشید با مطالب علمی ، تحلیلی و کاربردی در زمینه تبلیغات ، بازاریابی و مدیریت برند

تبلیغات | بازاریابی | مدیریت برند
پیوندهای روزانه
  • ۰
  • ۰


عصر بانک؛  یکی از چهار مولفه اصلی در آمیخته بازاریابی (که قبلا در همین ستون معرفی شده است)، مولفه ترویج (Promotion) است که ابزارهای ارتباطی یکی از مباحث اصلی در آن است. به‌طور یقین ابزارهای ارتباطی زمانی می‌توانند اثربخشی بیشتری داشته باشند که به جای انفصال، با هم هماهنگی و یکپارچگی داشته باشند و مجموعه‌ای از روش‌های ارتباطی هماهنگ می‌تواند هم‌افزایی موثری ایجاد کنند.

 

یکپارچگی ابزارهای ارتباطی می‌تواند در سطوح مختلفی رخ دهد، این یکپارچگی می‌تواند در سطوح افقی، عمودی، داخلی و خارجی اتفاق بیفتد. یکپارچگی افقی در ابزارهای ارتباطی بازاریابی و سراسر واحدهای عملکردی سازمان زمانی اتفاق می‌افتد که تمامی واحدها اعم از تولید، مالی، توزیع و ارتباطات با هم کار کنند و به‌طور کاملا آگاهانه تصمیمات و اقدامات خود را به‌صورت پیامی مشترک به مشتریان ارسال کنند. یکپارچگی عمودی، به معنای پیوستگی ابزارهای ارتباطی بازاریابی با اهداف کلان و استراتژی‌های سازمان و حمایت و پشتیبانی از آنها است. ازجمله مثال‌های خوب برای این یکپارچگی ارسال پیام‌های چشم‌اندازهای سازمان‌ها در ارتباطات ایجاد شده با مشتری است. یکپارچگی داخلی؛ به معنای آگاه سازی و انگیزه بخشی به کارکنان سازمان در مورد پیشرفت‌ها و پروژه‌های جدید، دریافت استانداردها یا شرکای تجاری تازه است. یکپارچگی خارجی به معنای استفاده از پتانسیل شرکت‌های دیگر برای ایجاد ارتباط بازاریابی است برای مثال، می‌توان از ارائه تبلیغات مشترک با یک شرکت دیگر استفاده کرد.


معرفی ابزار
اگرچه ایجاد یکپارچگی در ارتباطات بازاریابی نیازمند صرف تلاش، برنامه‌ریزی و تخصیص منابع است، اما استفاده از این ابزار می‌تواند منجر به ایجاد مزیت رقابتی، افزایش فروش و سود، صرفه‌جویی در هزینه و زمان و تنش در بازاریابی شود.

 


یکی از مهم‌ترین مزیت‌های این ابزار افزایش سود ناشی از اثربخشی مناسب است، گاهی ممکن است یک پیام مناسب و یکپارچه تاثیرگذاری به مراتب بیشتری از هزاران پیام بی‌ربط برای مخاطبان داشته باشد. وقتی مخاطبان مجموعه‌ای پیام‌های ارتباطی به هم پیوسته و متناسب، به هنگام و برنامه‌ریزی شده دریافت می‌کنند، می‌توانند تصمیم‌گیری مناسب‌تری برای انتخاب داشته باشند. با وجود عقل سلیم وجود یکپارچگی در ارتباطات بازاریابی را می‌پذیرند، اما مشاهده می‌شود که سازمان‌ها با اجرا، پیاده‌سازی و استفاده از آن با مسائلی روبه‌رو هستند. یکی از دلایل این موضوع وجود ساختارهای سازمانی انعطاف‌ناپذیر است، مدیران در چنین سازمان‌هایی برای محافظت از بودجه و قدرت خود، در مقابل IMC از خود مقاومت نشان می‌دهند. درحالی که اگر تمامی ارکان سازمان از اهمیت یکپارچگی در ارتباطات بازاریابی آگاه باشند، همکاری مناسب و اثربخشی از خود نشان می‌دهند. جالب اینکه در برخی از شرکت‌های بزرگ(که در کشور ما نیز کم نیستند)، به دلیل وجود رقابت ناسالم این یکپارچگی حتی در واحد بازاریابی سازمان نیز مشاهده نمی‌شود و این مساله در دراز مدت تاثیرات مخربی بر تصویر سازمان در ذهن مشتری خواهد گذاشت.


برای ایجاد یکپارچگی در ارتباطات بازاریابی گام‌های زیر را بردارید:


1) حمایت کامل مدیریت را داشته باشید. با اطمینان از اینکه مدیریت ارشد IMC را درک کرده است؛ حمایت و پشتیبانی آنها را جلب کنید.


2) در سطوح مختلف مدیریت یکپارچگی ایجاد کنید. با برنامه ریزی و تشکیل جلسات منظم، به مدیران سازمان اهمیت IMC را منتقل و در آنها یکپارچگی ایجاد کنید.


3) برای ارتباطات بازاریابی استراتژی شفافی تدوین کنید. برای ارتباطات در بازاریابی باید اهداف و استراتژی‌های روشنی داشته باشید. باید اطمینان حاصل کنید ارتباطات بازاریابی ایجاد شده، برای نام تجاری شما ارزش افزوده ایجاد می‌کند.


4) اول به مشتری به فکر کنید. ارتباطات بازاریابی را در سراسر فرآیند خرید مشتریان خود قرار دهید. مراحل قبل از خرید مشتری را به خوبی شناسایی کنید و در هر مرحله یک ابزار ارتباطی مناسب با آن انتخاب و استقرار دهید.


5) برای ارتباطات بازاریابی یک سیستم اطلاعاتی مناسب را به‌کار گیرید. برای ایجاد یکپارچگی در ارتباطات بازاریابی، نیاز به سیستم اطلاعاتی مناسبی در مورد مشتریان هستید تا بتوانید در زمان مناسب اطلاعات و پیام‌های مهم را به آنها منتقل کنید.


6) از رسانه‌های مختلف برای ابزارهای ارتباطی استفاده کنید. با توجه به متغیرهایی چون نوع ارتباط(یک طرفه یا دوطرفه) با مشتری و همچنین نحوه ارتباط (جمعی یا هدف‌گیری شده) نوع ابزارهای ارتباطی خود را انتخاب و از آن استفاده کنید.


7) همیشه برای تغییر آماده باشید. از تجارب خود در بازاریابی یادگیری داشته باشید و به‌طور مستمر برای ایجاد ارتباطات موثر در بازاریابی در حال جست‌وجو باشید و همیشه برای تغییر رویکرد در بازاریابی آماده باشید.

لینک منبع

  • علیجاه شهربانویی
  • ۰
  • ۰

یکی از جدیدترین و آخرین ابزارهای بازاریابی دیجیتال در جهان، اینفلوئنسر مارکتینگ ( Influencer marketing ) یا بازاریابی از طریق تاثیرگذاران است.

منظور از تاثیرگذاران افرادی هستند که طی مدتی طولانی و با انتشار محتوای مفید ]در شبکه های اجتماعی، علی الخصوص اینستاگرام[ شخصیت آنلاین قابل قبولی را برای خود ساخته و پتانسیل تاثیرگذاری بر نظرات و رفتار مخاطبان را ایجاد می کنند. محتوای منتشرشده از سوی او یک محوریت مشخص (سبک زندگی، آشپزی، مد، سفر، پزشکی یا …) دارد و نظراتش در آن حوزه برای دنبال‌کنندگان قابل احترام و اطمینان است. این فرد با انعکاس زندگی خود، به جذاب ترین شکل ممکن، شخصیت و سبک زندگی ایده آلی را از خود در ذهن مخاطبین ساخته و رفته رفته یک کشش میان تمایلات افراد رو به افزایش وی، و عادات، علایق و رفتارهایش فزونی می یابد.

اینفلوئنسرها به ۳ دسته تقسیم می شوند. یک دسته افرادی هستند که عده ای بواسطه شهرتشان سبک زندگی آنان را دوست دارند؛ از جمله ورزشکاران، بازیگران و خواننده ها. دسته دیگر متخصصانی هستند که بواسطه تخصص خود تاثیر گذارند. برای مثال آشپزها و آرایشگران. این دسته بیشتر در حیطه محصولات حوزه تخصص خودشان بر روی افراد تاثیر گذارند. دسته سوم، افرادی هستند که به بواسطه سبک زندگی جذاب و ایده آلشان برای برخی، پر فالوئر شده و تاثیر گذار می شوند. مثلاً دختران جوانی که زندگی لوکسی دارند، عکاس های اینستاگرامی، برخی مادرها با عکس های کودکانشان، و جوانانی که اهل سفر هستند و سفرنامه شان را باشتراک می گذارند.

به فرآیند جلب اعتماد مخاطبان یک Influencer و تبدیل این دنبال کنندگان به مشتری از طریق نظرات او، اینفلوئنسر مارکتینگ می‌گویند. در واقع در این فرآیند پیام برند شما از طریق یک منبع مورد اعتماد و مورد علاقه به مخاطبان ارائه می‌شود. یک بازیگر، یک فروشگاه مبلمان منزل را به دنبال کنندگانش توصیه می کند، یک آرایشگر معروف و پر طرفدار ]در اینستاگرام[ از برند خاصی از لوازم آرایشی بهداشتی تعریف می کند، دخترک جوان خوش پوش، کافه و رستوران های خاصی را معرفی می کند، تجربه خوب خریدش پیرامون خرید از یک فروشگاه اینترنتی را باشتراک می گذارد، یا اینستاگرمر ِ دیگری که اهل سفر است و دست به قلم، از جدید ترین نوشیدنی خنک یک مارک تجاری رونمایی می کند.

ادامه مطلب بازاریابی از طریق تاثیر گذاران یا اینفلوئنسر مارکتینگ

  • علیجاه شهربانویی
  • ۰
  • ۰

نگاهی به تبلیغات محیطی شرکت بنز در ایران

همواره تبلیغات شرکت های معروف خودرو سازی در ایران محور گفتگوها و در برخی مواقع حاشیه ها در محافل تبلیغات بوده است. به بهانه تبلیغات جدید شرکت ستاره ایران نماینده رسمی برند بنز در ایران نگاهی خواهیم داشت به نقد آقای مصطفایی از همراهان خوب کانال تبلیغات و مدیریت برند. امید است مد نظر دوستان قرار گیرد.

در چند روز گذشته شاهد بیلبورد ویا بهتربگم تصویری عجیب در یک بیلبورد بودم.
به راستی واقعا مدیران صنعت خودرو و علی الخصوص همکاران ما در بخش بازاریابی وتبلیغات به کدام سمت قدم بر می دارند.
در سالهای اخیر در صنعت خودرو و در بخش بازاریابی و تبلیغات شاهد تغییرات با موجی سینوسی بوده ایم البته اما نه اینقدر جالب که همکاران عزیز ما در شرکت ستاره ی ایران انتخاب کرده اند.
در همه جای دنیا و بویژه در فضای مجازی به خوبی شاهد رقابت تبلیغاتی غول های صنعت خودرو با یکدیگر هستیم، جایی که مرسدس بنز، بی ام و و آئودی کوری خوانی های بسیاری برای هم داشته اند.
و هر یک موفق به پشت سر گذاشتن دیگری داشته است و اینبار رویدادی عجیب وکاملا غیر حرفه ای رخ داده است، مدتی ست شرکت پرشیا در ادامه ی فعالیتهای بازاریابی خود در حوزه ی تبلیغات محیطی کمپین ها و یا برنامه های تبلیغاتی پروموشن محور داشته است و به همین نحو و با کمیتی بسیار کمتر از سه سال اخیر شرکت ستاره ی ایران نماینده ی رسمی مرسدس بنز آلمان در ایران.
قصد بنده تخریب نام تجاری بنز و بالابردن بی ام و نیست کما اینکه در دنیای واقعیت و خارج از این نقد طرفدر مرسدس بنز نیز هستم، ولی اینبار موضوع گونه ی دیگری ست که ازجنبه ی کاملات تخصصی و حرفه ای به آن توجه کرده ام حوزه فعالیت کاری و تحصیلات آکادمیک خود یعنی " بازاریابی وفروش".
همه واقف هستیم تبلیغات و فروش هر دو بخش از ارکان بازاریابی هستند و تبلیغات کلید ابزاری برای توسعه بازاریابی و نیل به ازدیاد فروش.

حال همکاران ما را چه شدهاست؟ دیدن چنین صحنه هایی یا موجب فرو رفتن فکر به عمق فاجعه ی به دانشی برخی دراین حوزه هست یا اساسا به سلایق و ذائقعه ی بخش دولتی ـ بخش خصوصی مرتبط است؟!!!
از نظر محققین علمی و روانشاسان خلاقیت متاثر از سه چیز است: تجربه، دانش و علاقه وبا نبود هر جزء یا بخشی از اجزاء خلاقیت رخ نمی دهد و یا دچار نقصان هست.
در تصویر تفاوت تبلیغات محیطی دو شرکت پرشیا خودرو بعنوان ارائه کننده ی محصولات بی ام و و شرکت ستاره ایران نماینده رسمی مرسدس بنز آلمان رو شاهد هستیم.
به واقع تفاوت از رفتار و علایق سلیقه ای؟، دانش محور؟ و یا تجربیات والاست؟؟؟
به گمان بنده تبلیغات در صنعت خودرو اقیانوسی ست با پنهای زیاد ولی عمقی کم، چرا که به راحتی می توان در آن قدم گذاشت و هم با شناخته ها و هم با ناشناخته هایش آشنا شد، اما در همین کمی عمق هم می توان غرق شد و یا در پهنای پیکره ی آن گم شد.
در تبلیغات سه هدف اصلی دنبال می شود، یک آگاهی دادن از برند و محصول برای حضور در بازار، دوم آگاهی دادن از برند و محصول رقابت و ازدیاد در فروش و سوم برای آگاهی دادن از تداوم حضور، حال اینکه کیفیت و کمیت آن چگونه ست خود بحثی مفصل دارد.
تبلیغات چند ابزار مختلف دارد که یکی از آنها تبلیغات محیطی یا Environmental هست، در بخش تبلیغات محیطی و در بخش محاسبه وبدست آوردن میزان اثربخشی تبلیغات مولفه های متعددی داریم ولی قبل از آن باید دید پیام را چگونه به مخاطب رسانده ایم و یا اساسا رسانده ایم؟
تبلیغات بنز در ایران

تبلیغات محیطی بویژه تبلیغات بر روی بیلبوردها بدلیل کمی زمان قرار گرفتن در نگاه مخاطب دو رکن اصلی دارند:
۱- تصویر یا طرح گرافیکی تاثیرگذار
۲- شعار تبلیغاتی گویا و اثربخش

که البته هر دو سبب رساندن پیام به مخاطب هستند تا در ذهن مخاطب جای بگیرند و به نوعی TOP of the Mind شوند.

درقیاس این دو تبلیغ در بخش طراحی ازدهام و ترافیک بصری حجمی از اطلاعات ریز رو در تبلیغ مرسدس بنز می بینیم و گویایی و هدفمند بودن تبلیغات بی او و را که بی شک حتی اگر از سه سال پیش تاکنون چونان تغییرات فرمیکی به خود نگرفته ولی قاعده و اسلوب تبلیغات در آن به خوبی رعایت شده است.

تبلیغات بنز در ایران


هر چند تبلیغات مرسدس در ایران از سنوات اخیر دچار نقصان بوده است اما با تصویر کنونی که بیشتر برای صفحات نیازمندی ها و یا درجدر و بسایتها و فورومهای اطلاع رسانی مورد استفاده قرار می گیرد تا رساندن پیام به مخاطب خیلی هم چشم نواز نبوده است.

تبلیغات بنز در ایران


تبلیغات بنز در ایران

در حالیکه در تصاویر زیر توجه شما را به بخشی از خلاقیت و جذابیت بصری تبلیغات نوآورانه و خلاقانه ی مرسدس بنز در دنیا جلب می کنم.

تبلیغات بنز در ایران

موفقیت یا شکست یک برند نشات گرفته از تفکر مدیریتی آن است،  متاسفانه در بخش بازاریابی و فروش محصولات مرسدس بنز در سالهای اخیر شاهد رشد و موفقیت چشم گیری نبودیم علی رغم اینکه با همان مشکلات چه بسا سخت تر بی ام و موفق تر ظاهر شده و این تفاوت متاثر از نگرش مدیریتی حاکم می باشد.
به امید اینکه کلام بنده سبب رنجش دوستان در شرکت ستاره ایران و غرور دیگر دوستان در شرکت پرشیا خودرو نشود و هر دو بزرگواران سعی در تغییر روش و عدم تغییر روش خود نمایند.
با سپاس
عقیل مصطفایی
کارشناس صنعت خودرو

  • علیجاه شهربانویی
  • ۰
  • ۰

بازی آژانس ها ! فکر می کنید اگر کاراکترهای سریال محبوب گیم آف ترونز (Game of Thrones Characters) در یک آژانس تبلیغاتی کار می کردند چه می گفتند و چه می کردند؟ خود شما راستی به کدام کاراکتر سریال گیم آف ترونز (Game of Thrones Characters) شبیه هستید؟
آژانس هندی دیجیتال Chipmp&z طرحهایی را آماده کرده است برای موقعیتی که هریک از کاراکترهای مشهور سریال گیم آف ترونز بجای یکی از افراد متخصص در زمینه تبلیغات قرار می گیرند. حتی برخی شخصیت ها به عنوان مشتری هم مطرح شده اند. این کار جالب با جملات قصار و تصویری سازی بسیار جالب توجه، شخصیت های سریال را به تبلیغاتچی هایی تمام عیار بدل کرده است البته به جهت تفاوت های فرهنگی و جلوگیری از منشوری شدن این وب سایت، همکاران من نتوانستند، عمده مطالب این نوشته را ترجمه کنند. شما اگر مایل هستید که متن کامل را مطالعه کنید، نشریه دیجیتال AD WEEK مرجع اصلی است.

ادامه مطلب شخصیت های سریال گیم آف ترونز تبلیغاتچی می شوند.


 علیجاه شهربانویی مدیر عامل آژانس تبلیغاتی سان
عضو هیات علمی و مدرس دپارتمان تبلیغات مدرسه کسب و کار بن ژیوار

شخصیت های سریال گیم آف ترونز تبلیغاتچی می شوند!

 بازی آژانس ها

  • علیجاه شهربانویی
  • ۰
  • ۰

هرگاه صبحت از برند شخصی یا برندسازی شخصی به میان می آید ناخودآگاه ما به یاد آرتیست ها و یا به قول امروزی ها ایسنتاگرام ها می افتیم. امروزه به کمک رسانه های اجتماعی خیلی زود تبدیل به یک شخص معروف می شوند. بماند که چقدر این معرف شدن هم معنی آن چیزی است که اندیشمندان بازاریابی از آن یاد می کنند. به هرحال چه دوست داشته باشیم و چه دوست نداشته باشیم آدم معروفها پیشتر با شبکه فیس بوک و این روزها با توئیتر و اینستاگرام برند شخصی خود را راهبری می کنند و از مجال برای فرصت های پیش رو استفاده می کنند.

مبحث بازاریابی سیاسی نیز از حوزه هایی است که شدیدا تحت تاثیر برندهای شخصی قرار می گیرد. به عنوان مثال، انتخابات مهم، نظیر انتخابات ریاست جمهوری در هر کجای دنیا، علاوه بر اینکه تحت تاثیر برنامه های کاندیداهای منتخب برای مسوولیت پیش قرار دارد اما به شدت به مساله برند شخصی کاندیداها نیز مربوط است. بنابراین کاندیداها سعی می کنند تا با بروز و ارائه تداعیات مثبت نسبت به زندگی شخصی شان – یا به عبارت دیگر برند شخصی شان- رای دهندگان را تحت تاثیر قرار دهند و بیشتر رای جمع کنند.

حتی کسب قدرت در کارزارهای انتخاب ریاست جمهوری در کشورهایی مثل ایالات متحده بقدری بر مدار بی اخلاقی می گردد که کاندیداها از ضربه زدن به برند شخصی طرف مقابل هیچ ابایی ندارند و هر نکته ای از زندگی شخصی طرف مقابل را بهانه ای برای تخریب بکار می برند. اتفاقاتی که میان دو کاندیدای اخیر ریاست جمهوری آمریکا یعنی دونالد ترامپ و هیلاری کلینتون ناظر این مدعاست. مشکلات اخلاقی دونالد ترامپ و ضعف جسمانی کلینتون و ماجرای ایمیل های وی که از سوی اف بی آی افشا شد، ناظر بر این مدعاست. ادامه مطلب برند شخصی ...

  • علیجاه شهربانویی
  • ۰
  • ۰

تبلیغاتچی ها چقدر به صنایع ادبی در ساخت شعارهای تبلیغاتی اهمیت می دهند؟

در مورد برتری بصری بر کلامی نوشته ام. و دخترم، لورا رایز، کتابی در مورد این موضوع به نام «چکش بصری» نوشته است. اما جامعه بازاریابی هنوز غرق در کلمات است. با این حال، راهی وجود دارد تا کلمات خود را اثرگذارتر سازید. این راه استفاده از “صنایع ادبی و تصویرسازی کلامی” نام دارد.

روزنامه نگاران استفاده کنندگان مکرر این مفهوم هستند. هنگامی که افراد مشهور از شغل خود در کسب و کار و یا دولت بازنشسته می شوند، هرگز «بازنشسته نمی شوند.» آنها همیشه «کناره گیری می کنند.»

زمانی که کلمات «کناره گیری» را می خوانید، سمت «شنیداری» چپ مغز شما کلمات را درک کرده و سمت «دیداری» راست تصویر ذهنی از یک فرد کناره گیر ایجاد می کند.

درگیر نمودن هر دو نیمه مغز خود در واقع، تاثیر ایده «بازنشستگی» را دو برابر می کند.

دو نوع گفتار.

نوع اول گفتار تحت اللفظی و دقیق  و نوع دوم گفتار بار استفاده از صنایع ادبی. هرچه ایده عاری از کیفیت باشد، بیشتر احتمال دارد با گفتار صریح بیان شود. هرچه ایده خاص تر باشد، بیشتر احتمال دارد با استفاده از صنایع ادبی و به شکل ظریفی بیان شود.

ایده های بزرگ مفهومی مانند محصولات با کیفیت بالا، فن آوری روز، نیروی فروش مشتری گرا، خدمات در سطح جهانی و بسیاری از مفاهیم دیگر تقریبا در بازاریابی بی فایده هستند. با این حال، شرکت ها معمولا از چنین ایده های در شعارهای خود استفاده می کنند.

«اعتماد به حرکت» (Confidence in motion) شعار بازاریابی طولانی مدت سوبارو است که به تسلط برند در وسایل نقلیه دو دیفرانسیل اشاره دارد. اما بهتر نبود از “رهبر در خودروی دو دیفرانسیل” به عنوان شعار استفاده کرد؟

زاپوس می توانست از «اعتماد به سفارش» به عنوان شعار بازاریابی خود استفاده بکند. در عوض، این برند از حمل و نقل رایگان به هر دو روش استفاده کرد، ایده ای که می توانست فورا تصور شود.

کمپین The ultimate driving machineبرند بی ام دبیلو مثال دیگری است. BMW می توانست از یک شعار جامع تر مانند خودرویی با عملکرد بی نهایت استفاده بکند. اما رانندگی را می توان تصور کرد ولی عملکرد را خیر.

ادامه مطلب صنایع ادبی در تبلیغات

  • علیجاه شهربانویی
  • ۰
  • ۰


علیجاه شهربانویی


نمی توان یک کالا را به همه فروخت
علیجاه شهربانویی، مشاور، تحلیلگر و مدرس بازاریابی در رابطه با بررسی و نقد آگهی تلویزیونی دورتو به «فرصت امروز» می گوید: باید در ابتدا خاطرنشان شوم که تبلیغ خوب دارای سه رکن؛ تعیین استراتژی صحیح تبلیغاتی، خلاقیت و اجرا است، اما همانطور که صاحبنظران رشته تبلیغات به خوبی می دانند، نقد تیزرهای تبلیغاتی از منظر استراتژیک تنها با دیدن تیزرها میسر نیست، بلکه مباحث استراتژیک تبلیغاتی از بطن تحقیقات بازار بیرون می آید که این تحقیقات در اختیار ما قرار ندارد که بتوانیم با علم بر آن نسبت به نتیجه نهایی تیزرها نظر بدهیم. البته این امکان که بتوانیم در زمینه به کارگیری خلاقیت به عنوان یک اندیشه مرکزی و همین طور ساخت و اجرای تبلیغ که اتفاقا بسیار تحت تأثیر رکن اول (استراتژی تبلیغاتی) هستند، ابراز نظر کنیم، وجود دارد.

مباحث استراتژیک تبلیغاتی از بطن تحقیقات بازار بیرون می آید.

وی در ادامه با اشاره به گروه مخاطب این آگهی می گوید: همانطور که اشاره شد، پاسخ به این سوال که آیا این تبلیغ گروه خاصی را هدف داده یا خیر جزو موارد تحقیقات بازار این کمپین است و ما به صورت محدودی می توانیم در این زمینه اظهار نظر کنیم. طبق شنیده ها، اینطور که در آگهی روایت می شود، دو تبلیغ دورتو که به سفارش شرکت نگین بهداشت آرین ساخته شده، قرار است خانم های کدبانو را تحت تأثیر قرار دهد.

همکاری شرکت نگین بهداشت آرین با شرکت تبلیغاتی سازنده محصولات قبلی این شرکت یعنی شامپو پرژک در ساخت تبلیغات دورتو هم ادامه دارد که در اینجا باید گفت همکاری طولانی مدت بین دو طرف در عرصه تبلیغات حرکت پسندیده ای است که ما در ایران کمتر شاهد این موضوع هستیم؛ امری که در کشورهای توسعه یافته به وضوح مشاهده می شود تا جایی که می توان گفت برخی شرکای تجاری تا دهه ها نیز با هم همکاری دارند.

اما اگر به این مسئله بازگردیم که آیا این آگهی ها، گروه خاصی را هدف قرار داده یا خیر؟ باید عرض کنم به طور کلی ما در زمینه مسئله بخش بندی بازار  (Segmentation) ضعف داریم و این تنها مربوط به این آگهی یا این شرکت تبلیغاتی نیست. البته ضعف ما بیش از اینکه ناشی از بحث تحقیقات بازار باشد، ناشی از این است که احساس می کنیم محصول ما به کار همه می آید و این طرز نگاه خیلی مرتبط با آژانس تبلیغاتی سازنده نیست، بلکه تولیدکنندگان علاقه مند هستند که کالای شان را به همه بفروشند.

ما در ایران در زمینه بخش بندی بازار  (Segmentation) ضعف داریم.

من به کرات در جلسات مشاوره این مسئله را شاهد بودم که سفارش دهندگان تبلیغات از ما می خواهند که برنامه ریزی تبلیغات را به سمتی پیش ببریم که آگهی طیف وسیعی از جامعه را مورد هدف قرار دهد. در حقیقت سفارش دهندگان تبلیغ، نه تنها کمتر دانشی در این زمینه ندارند، بلکه کسانی که به این مسئله نیز واقفند، به آن اعتقادی ندارند و تصور می کنند که اگر کالای خود را به تمام مخاطبان بفروشند احتمال افزایش درآمد شرکت بالا می رود که این تفکر نادرستی است.

ادامه مطلب نقد و بررسی آگهی تلویزیونی را از این لینک مطالعه بفرمایید.

  • علیجاه شهربانویی
  • ۱
  • ۰

دغدغه های بازاریابان در بازاریابی شبکه های اجتماعی چیست؟

مقدمه: در هفته های گذشته مطالبی در مورد آسیب شناسی بازاریابی شبکه های اجتماعی و اطلاع رسان ها منتشر گردید که می توانید آنها را از اینجا و اینجا مطالعه کنید. در ادامه مباحث مربوط به حوزه بازاریابی شبکه های اجتماعی که امروزه به بخش مهمی از بازاریابی دیجیتال تبدیل شده است، آقای مایکل استلزنر ((Michael A. Stelzner)  موسس Social Media Examiner یک گزارش نسبتا مفصل درباره بازاریابی رسانه های اجتماعی تهیه کرده است، که توصیه می کنم حتما این گزارش مفصل را بخوانید و در آینده بخش هایی از آن را در سایت منتشر خواهیم کرد.

ایشان در این گزارش که ادعا شده از دیدگاه حدود ۵۰۰۰ بازاریاب استخراج شده نکات جالب توجهی را ارائه کرده است که در این نوشته، به بخش مهمی از آن اشاره خواهم کرد:” مهم ترین سوالات و دغدغه های بازاریابان در بازاریابی شبکه های اجتماعی چه مواردی است؟”

تاکتیک ها: کدام تاکتیک ها در شبکه ها بیشترین تاثیر را دارند؟

سوال اول این جامعه آماری که حدود ۹۲ درصد به آن اشاره کرده اند، این مساله است که اثربخش ترین تاکتیک ها در رسانه ها اجتماعی کدام ها هستند؟ جای تعجب هم نیست که به خاطر تغییرات مدام این رسانه ها، بازاریابان از تاکتیک های ثمربخش اصطلاحا جا نمانند. برای مثال تاکتیک های اثربخش در مورد بخش های استوری و پخش زنده اینستاگرام در بازاریابی کدام ها هستند؟

درگیر شدن( تعامل) : بهترین راه ها برای درگیرشدن بیشتر مخاطبان با شبکه های اجتماعی چیست؟

درگیر شدن مخاطب، تعامل یا بهتر بگویم ENGAGEMENT ، دغدغه ۹۰ درصد از این جامعه آماری بوده است. می توان به نوعی این مورد را  مساله مهم مزیت رقابتی دانست. شما چه مزیتی در شبکه های اجتماعی دارید که مخاطبان ، مطالب شما را لایک یا منتشر می کنند و وقتشان را برای تعامل و نوشتن مطلب در پای پستهای شما  صرف می کنند.

ادامه مطلب دغدغه های بازاریابی شبکه های اجتماعی را از لینک مرجع مطالعه کنید.

  • علیجاه شهربانویی
  • ۰
  • ۰

چرا تبلیغات کاندیدا های انتخاباتی بیشتر پول دور ریختن است؟

هر چهار سال یکبار انتخابات شورای شهرو روستا برگزار می شود و کاندیداهای مختلف در این رقابت شرکت می کنند و با استفاده از ابزار تبلیغات سعی می کنند، در این مسیر شانس خود را افزایش دهند. اما متاسفانه همانطور که هر دوره شاهد هستیم، کاندیداها و البته مشاوران و اطرافیانشان، از آنجا که تبلیغات را چیزی معادل سلیقه می دانند، اکثرا تبلیغاتی می سازند که بی رنگ و خاصیت است و به هیچ وجه تاثیر خاصی ندارد. نهایتا برای مدتی سوژه شبکه های اجتماعی و نرم افزارهای اطلاع رسان، نظیر تلگرام می شود.

کاندیداها و مشاوران تبلیغاتی آنها اصلا توجهی به رقیب گرایی ندارند و سعی می کنند با ارائه شعارهای خیلی خوب  نظر رای دهندگان را جلب کنند. غافل از اینکه در اکثر اوقات نگاه به رقیب بسیار مهم تر از مشتری مداری است. چرا که همه، شعارهای شهرآباد،پرنشاط، همگی باهم، خرد جمعی، تهران بدون دود و نظایر آن را ارائه می کنند و در این حالت هیچ چیزی نصیب کاندیدای محترم نمی شود، چرا که رای دهنده اصلا او را از میان شعارهای مشابه به یاد نمی آورد.

مقوله رقیب گرایی از دیدگاه آل ریز را که حاوی مثالهای کاربردی است مطالعه بفرمایید.

مساله دیگری که گریبان گیر تبلیغات کاندیدا های محترم شورای شهر و روستا می شود، تعدد طرح هایی است که  آنها ارائه می کنند. در حقیقت آنها فکر می کنند، هرچقدر به کار خود تنوع بدهند، جذاب تر بنظر می رسند و احتمالا رای های بیشتری جمع می کنند. نتیجه این می شود که هر روز شاهد هستیم که کاندیدای محترم در شبکه های اجتماعی، نرم افزارهای اطلاع رسان و البته اگر وسع مالیش اجازه دهد، در کوچه و خیابان یک هویت متفاوت از خود ارائه می کند. در صورتیکه این کار به جهت فرصت محدود تبلیغات، نه تنها تاثیر مثبت ندارد، بلکه باعث کاهش یادآوری مخاطبان می شود.

در زمینه تمرکز بر یک ادعای منحصر بفرد، بهترین مورد کاوی پیروزی ترامپ است که در این نوشته به آن  پرداخته ام.


 مطالعه ادامه مطلب تبلیغات کاندیدا ی شورای شهر و روستا از لینک منبع 

  • علیجاه شهربانویی
  • ۱
  • ۰

تفاوت تبلیغات ایرانی و خارجی از منظر جامعه شناسی ایرانی

در نوشته قبلی تفاوت تبلیغات ایرانی و خارجی را بررسی کردیم و به نقش واسطه ها در کاهش تاثیرگذاری تبلیغات  اشاره کردم. و در این نوشته به مسائل دیگری که ”  مدیران همه چیز دان” بوجود می آورند خواهم پرداخت. می خواهم نوشته ام را با عبارتی بسیار معروف و تاثیر گذار از الکساندر پوپ شاعر انگلیسی آغاز کنم که گفت:” دانش مختصر چیز خطرناکی است؛ باید که از چشمۀ حکمت،یا هیچ ننوشی یا خود را سیراب کنی. در این چشمه، جرعه های کوچک آدمی را  بی خبر می کند.”

متاسفانه در لایه های مختلف مدیران شرکت ها کم نیستند از این دسته آدم هایی که از چشمه حکمت کم نوشیده اند و به قول استاد الهی قمشه ای بد مستی می کنند. این مدیران که بیشتر پای صحبت استاد سمیناری های غالبا فاقد مدرک نشسته اند، یا با مینی کتاب های چگونه یک روزه برنامه تبلیغات بنویسیم و یا چگونه یک شبه برنامه بازاریابی بنویسیم مانوس هستند و علاقمند به افیون جهان سوم، آقای برایان تریسی بوده و با محتوای فیلم راز آرامش می یابند، یا نهایتا به خاطر جو جامعه یک مدرک mba گرفته اند، اثرگذاری برنامه های تبلیغات و بازاریابی را کاهش می دهند و گاهی از بین می برند.

شوربختانه آنها چون در جایگاه هایی مثل مدیرفروش، مدیر بازاریابی، مشاور و گاهی مدیریت عامل تکیه زده اند، برنامه ها را به سمتی پیش می برند که دلخواهشان است و البته زمانی مشکلات پدیدار می شود که کار از کار گذشته است و سرمایه و فرصت از بین رفته است ، فارغ از اینکه آنها حتی لحظه ای فکر کنند که تبلیغات و بازاریابی علم  است.

ادامه مطلب

  • علیجاه شهربانویی